پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۳۸

آن به که مرا تمکین نکنی

تا همچو خودم گرگین نکنی

بر روی منه تو دست مرا

تا مست مرا غمگین نکنی

تو رنگرزی، تو نیل‌پزی

هان کینه را، زنگین نکنی

ای خواجه، بهل، فتراک مرا

تا خنگ مرا بی‌زین نکنی

از دور ترک زانو بزنی

زانوی مرا بالین نکنی

تو هرچه کنی داعی توم

هرچند که تو آمین نکنی

دل را بروم، ملک تو کنم

تا تو دل خود پرکین نکنی

رخساره کنم وقف قدمت

تا تو رخ خود پرچین نکنی

خاموش کنم، طبلک نزنم

تا از دل و جان تحسین نکنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۴۰صنما بر همه جهان تو چو خورشید سروری
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۴۱ای خجل از تو شکر و آزادی
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۴۲حکم نو کن که شاه دورانی
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۴۳مستی و عاشقانه می‌گویی
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۴۴بحر ما را کنار بایستی
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۴۵آوخ آوخ چو من وفاداری
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۴۶ای دلزار محنت و بلا داری
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۴۷ساقیا ساقیا روا داری
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.