پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۳۷

سلطان منی سلطان منی

و اندر دل و جان ایمان منی

در من بدمی من زنده شوم

یک جان چه بود صد جان منی

نان بی‌تو مرا زهرست نه نان

هم آب منی هم نان منی

زهر از تو مرا پازهر شود

قند و شکر ارزان منی

باغ و چمن و فردوس منی

سرو و سمن خندان منی

هم شاه منی هم ماه منی

هم لعل منی هم کان منی

خاموش شدم شرحش تو بگو

زیرا به سخن برهان منی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۳۹صنما خرگه توم که بسازی و برکنی
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۴۰صنما بر همه جهان تو چو خورشید سروری
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۴۱ای خجل از تو شکر و آزادی
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۴۲حکم نو کن که شاه دورانی
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۴۳مستی و عاشقانه می‌گویی
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۴۴بحر ما را کنار بایستی
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۴۵آوخ آوخ چو من وفاداری
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۴۶ای دلزار محنت و بلا داری
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.