پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۳۲

خواهیم یارا کامشب نخسپی

حق خدا را کامشب نخسپی

چون سرو و سوسن تا روز روشن

خوبیم و زیبا کامشب نخسپی

یار موافق تا صبح صادق

شاهی و مولا کامشب نخسپی

ای ماه پاره همچون ستاره

باشی به بالا کامشب نخسپی

از حسن رویت و از لطف مویت

خواهد ثریا کامشب نخسپی

چون دید ما را مست تو یارا

نالید سرنا کامشب نخسپی

چون روز لالا دارد علالا

کوری لالا کامشب نخسپی

در جمع مستان با زیردستان

بگریست صهبا کامشب نخسپی

قومی ز خویشان گشته پریشان

بهر تو تنها کامشب نخسپی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۳۴تو جان مایی، ماه سمایی
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۳۵با چرخ گردان تیره هوایی
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۳۶خواهی ز جنون بویی ببری
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۳۷سلطان منی سلطان منی
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۳۸آن به که مرا تمکین نکنی
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۳۹صنما خرگه توم که بسازی و برکنی
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۴۰صنما بر همه جهان تو چو خورشید سروری
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۴۱ای خجل از تو شکر و آزادی
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.