پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۷

کار همه محبان همچون زرست امشب

جان همه حسودان کور و کرست امشب

دریای حسن ایزد چون موج می‌خرامد

خاک ره از قدومش چون عنبر‌ست امشب

دایم خوشیم با وی اما به فضل یزدان

ما دیگریم امشب او دیگرست امشب

امشب مخسب ای دل‌، می‌ران به سوی منزل

کان ناظر نهانی بر منظر‌ست امشب

پهلو منه که یاری پهلوی تست آری

برگیر سر که این سر خوش زان سرست امشب

چون دستگیر آمد امشب بگیر دستی

رقصی که شاخ دولت سبز و ترست امشب

والله که خواب امشب بر من حرام باشد

کاین جان چو مرغ آبی در کوثر‌ست امشب

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۹واجب کند چو عشق مرا کرد دل خراب
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۰بازآمد آن مهی که ندیدش فلک به خواب
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۱زشت کسی کو نشد مسخره یار خوب
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۲به جان تو که مرو از میان کار مخسب
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۳رباب مشرب عشقست و مونس اصحاب
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۴تو را که عشق نداری تو را رواست بخسب
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۵چشم‌ها وا نمی‌شود از خواب
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۶چونک درآییم به غوغای شب
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.