پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۳

رباب مشرب عشقست و مونس اصحاب

که ابر را عربان نام کرده‌اند رباب

چنانک ابر سقای گل و گلستانست

رباب قوت ضمیرست و ساقی الباب

در آتشی بدمی شعله‌ها برافروزد

بجز غبار نخیزد چو دردمی به تراب

رباب دعوت بازست سوی شه بازآ

به طبل باز نیاید به سوی شاه غراب

گشایش گره مشکلات عشاقست

چو مشکلیش نباشد چه درخورست جواب

جواب مشکل حیوان گیاه آمد و کاه

که تخم شهوت او شد خمیرمایه خواب

خر از کجا و دم عشق عیسوی ز کجا

که این گشاد ندادش مفتح الابواب

که عشق خلعت جانست و طوق کرمنا

برای ملک وصال و برای رفع حجاب

به بانگ او همه دل‌ها به یک مهم آیند

ندای رب برهاند ز تفرقه ارباب

ز عشق کم گو با جسمیان که ایشان را

وظیفه خوف و رجا آمد از ثواب و عقاب

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۵چشم‌ها وا نمی‌شود از خواب
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۶چونک درآییم به غوغای شب
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۷یار آمد به صلح ای اصحاب
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۸علونا سماء الود من غیر سلم
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۹امسی و اصبح بالجوی اتعذب
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۰ابشروا یا قوم هذا فتح باب
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۱آن خواجه را از نیم شب بیماریی پیدا شده‌ست
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۲آمده‌ام که تا به خود گوش کشان کشانمت
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.