پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۲۴

بستگی این سماع هست ز بیگانه‌ای

ز ارچلی جغد گشت حلقه چو ویرانه‌ای

آنک بود همچو برف سرد کند وقت را

چون بگدازد چو سیل پست کند خانه‌ای

غیر برونی بدست غیر درونی بتر

از سبب غیریست کندن دندانه‌ای

باد خزانست غیر زرد کند باغ را

حبس کند در زمین خوبی هر دانه‌ای

پیش تو خندد چو گل پای درآید چو خار

ریش نگه دار از آن دوسر چون شانه‌ای

از سبب آنک بد در صف ترسنده‌ای

گشت شکسته بسی لشکر مردانه‌ای

خسرو تبریزیی شمس حق و دین که او

شمع همه جمع‌هاست من شده پروانه‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۲۶خیره چرا گشته‌ای خواجه مگر عاشقی
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۲۷نیست عجب صف زده پیش سلیمان پری
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۲۸ای صنم گلزاری چند مرا آزاری
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۲۹آه که دلم برد غمزه‌های نگاری
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۳۰سلمک الله نیست مثل تو یاری
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۳۱خوشدلم از یار همچنانک تو دیدی
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۳۲از پگه ای یار زان عقار سمایی
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۳۳چند دویدم سوی افندی
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.