پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۲۶

خیره چرا گشته‌ای خواجه مگر عاشقی

کاسه بزن کوزه خور خواجه اگر عاشقی

کاش بدانستیی بر چه در استاده‌ای

کاش بدانستیی بر چه قمر عاشقی

چشمه آن آفتاب خواب نبیند فلک

چشمت از او روشنست تیزنظر عاشقی

شیر فلک زین خطر خون شده استش جگر

راست بگویم مرنج سخته جگر عاشقی

ای گل تر راست گو بر چه دریدی قبا

ای مه لاغرشده بر چه سحر عاشقی

ای دل دریاصفت موج تو ز اندیشه‌هاست

هر دم کف می‌کنی بر چه گهر عاشقی

آنک از او گشت دنگ غم نخورد از خدنگ

ور تو سپر بفکنی سسته سپر عاشقی

جملهٔ اجزای خاک، هست چو ما عشقناک

لیک تو ای روح ِپاکْ، نادره‌تر عاشقی

ای خرد ار بحریی دم مزن و دم بخور

چون هنرت خامشیست بر چه هنر عاشقی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۲۸ای صنم گلزاری چند مرا آزاری
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۲۹آه که دلم برد غمزه‌های نگاری
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۳۰سلمک الله نیست مثل تو یاری
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۳۱خوشدلم از یار همچنانک تو دیدی
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۳۲از پگه ای یار زان عقار سمایی
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۳۳چند دویدم سوی افندی
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۳۴می‌رسد ای جان باد بهاری
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۳۵دوش همه شب دوش همه شب
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.