پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۲۵

جای دگر بوده‌ای زانک تهی روده‌ای

آب دگر خورده‌ای زانک گل آلوده‌ای

مست دگر باده‌ای کاحمق و بس ساده‌ای

دل چه بدو داده‌ای رو که نیاسوده‌ای

گنج روان در دلت بر سر گنج این گلت

گیرم بی‌دیده‌ای آخر نشنوده‌ای

چیست سپیدی چشم از اثر نفس و خشم

چون پی دارو ز یشم سرمه دهی سوده‌ای

از نظر لم یزل دارد جانت تگل

پرتو خورشید را تو به گل اندوده‌ای

گنج دلت سر به مهر وین جگرت کان مهر

ای تو شکم خوار چند در هوس روده‌ای

از اثر شمس دینست این تبش عشق تو

وز تبریزست این بخت که پرورده‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۲۷نیست عجب صف زده پیش سلیمان پری
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۲۸ای صنم گلزاری چند مرا آزاری
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۲۹آه که دلم برد غمزه‌های نگاری
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۳۰سلمک الله نیست مثل تو یاری
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۳۱خوشدلم از یار همچنانک تو دیدی
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۳۲از پگه ای یار زان عقار سمایی
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۳۳چند دویدم سوی افندی
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۳۴می‌رسد ای جان باد بهاری
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.