پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۳۱

خوشدلم از یار همچنانک تو دیدی

جان پرانوار همچنانک تو دیدی

از چمن یار صد روان مقدس

در گل و گلزار همچنانک تو دیدی

هر کی دلی داشت زین هوس تو ببینش

بی دل و بی‌کار همچنانک تو دیدی

هر نظری کو بدید روی تو را گشت

خواجه اسرار همچنانک تو دیدی

صورت منصور دانک بود بهانه

برشده بر دار همچنانک تو دیدی

هست بر اومید گلستان تو جان‌ها

ساخته با خار همچنانک تو دیدی

عشق چو طاووس چون پرید شود دل

خانه پرمار همچنانک تو دیدی

عشق گزین عشق بی‌حیات خوش عشق

عمر بود بار همچنانک تو دیدی

در دل عشاق فخر و ملک دو عالم

ننگ بود عار همچنانک تو دیدی

عشق خداوند شمس دین که به تبریز

جان کند ایثار همچنانک تو دیدی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۳۳چند دویدم سوی افندی
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۳۴می‌رسد ای جان باد بهاری
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۳۵دوش همه شب دوش همه شب
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۳۶گاه چو اشتر در وحل آیی
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۳۷به خاک پای تو ای مه هر آن شبی که بتابی
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۳۸ببرد عقل و دلم را براق عشق معانی
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۳۹هزار جان مقدس هزار گوهر کانی
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۴۰چه آفتاب جمالی که از مجره گشادی
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.