پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۲۸

ای صنم گلزاری چند مرا آزاری

من چو کمین فلاحم تو دهیم سالاری

چند مرا بفریبی هر چه کنی می‌زیبی

چند به دل آموزی مغلطه و طراری

آن که از آن طراری باز بر او برشکنی

افتد و سودش نکند در دغلی هشیاری

ساده دلی ساز مرا سوی عدم تاز مرا

تا رهم از لطف فنا زین قرح و زین زاری

هر کی بگرید به یقین دیده بود گنج دفین

هر کی بخندد بود او در حجب ستاری

من که ز دور آمده‌ام با شر و شور آمده‌ام

بازبنگشاده‌ام این دان خبر سرباری

بار که بگشاده شود از پی سرمایه بود

مایه نداری تو ولی خایه خود می‌خاری

بس کن و بسیار مگو روی بدو آر بدو

مشتری گفت تو او سیر نه از بسیاری

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۳۰سلمک الله نیست مثل تو یاری
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۳۱خوشدلم از یار همچنانک تو دیدی
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۳۲از پگه ای یار زان عقار سمایی
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۳۳چند دویدم سوی افندی
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۳۴می‌رسد ای جان باد بهاری
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۳۵دوش همه شب دوش همه شب
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۳۶گاه چو اشتر در وحل آیی
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۳۷به خاک پای تو ای مه هر آن شبی که بتابی
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.