پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۲۳

قصر بوَد روح ما‌، نی تل ویرانه‌ای

همدم ما یار ما‌، نی دَم بیگانه‌ای

بادیه‌ای هایل است راه دل و کی رسد

جز که دل پردلی رستم مردانه‌ای

نی دل خصم‌افکنی بل دل خویش‌افکنی

نی دل تن‌پروری عاشق جانانه‌ای

چونکه فروشد تنش در تک خاک لحد

رُست درخت قبول از بن چون دانه‌ای

عاشق آن نور کیست جز دل نورانی‌یی

فتنهٔ آن شمع چیست جز تن پروانه‌ای

مسرح روح الله است جلوه روح القدس

زانکه ورا آفتاب هست عزبخانه‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۲۵جای دگر بوده‌ای زانک تهی روده‌ای
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۲۶خیره چرا گشته‌ای خواجه مگر عاشقی
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۲۷نیست عجب صف زده پیش سلیمان پری
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۲۸ای صنم گلزاری چند مرا آزاری
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۲۹آه که دلم برد غمزه‌های نگاری
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۳۰سلمک الله نیست مثل تو یاری
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۳۱خوشدلم از یار همچنانک تو دیدی
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۳۲از پگه ای یار زان عقار سمایی
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.