پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۱

ای خواب! به جان تو! زحمت بِبَری امشب

وز بهر خدا زین جا اندرگذری امشب

هر جا که بپری تو ویران شود آن مجلس

ای خواب! در این مجلس تا درنپری امشب

امشب به جمال او پرورده شود دیده

ای چشم ز بی‌خوابی تا غم نخوری امشب

و اللیل اذا یغشی ای خواب برو حاشا

تا از دل بیداران صد تحفه بری امشب

گر خلق همه خفتند ای دل تو بحمدالله

گر دوش نمی‌خفتی امشب بتری امشب

با ماه که همخویم تا روز سخن گویم

کای مونس مشتاقان صاحب‌نظری امشب

شد ماه گواهِ من استاره سپاهِ من

وز ناوکِ استاره‌ ای مه سپری امشب

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۳مهمان توام ای جان زنهار مخسب امشب
  2. غزل شمارهٔ ۲۹۴بریده شد از این جوی جهان آب
  3. غزل شمارهٔ ۲۹۵الا ای روی تو صد ماه و مهتاب
  4. غزل شمارهٔ ۲۹۶مخسب ای یار مهمان دار امشب
  5. غزل شمارهٔ ۲۹۷ای در غم تو به سوز و یارب
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۸آه از این زشتان که مه‌رو می‌نمایند از نقاب
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۹یا وصال یار باید یا حریفان را شراب
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۰کو همه لطف که در روی تو دیدم همه شب
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.