پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۷

ای در غم تو به سوز و یارب

بگریسته آسمان همه شب

گر چرخ بگرید و بخندد

آن جذبه خاک باشد اغلب

از بس که بریخت اشک بر خاک

شد خاک ز اشک او مطیب

از گریه آسمان درآمد

صد باغ به خنده مذهب

من بودم و چرخ دوش گریان

او را و مرا یکی‌ست مذهب

از گریه آسمان چه روید

گل‌ها و بنفشه مرطب

وز گریه عاشقان چه روید

صد مهر درون آن شکرلب

آن چشم به گریه می‌فشارد

تا بفشارد نگار غبغب

این گریه ابر و خنده خاک

از بهر من و تو شد مرکب

وین گریه ما و خنده ما

از بهر نتیجه شد مرتب

خاموش کن و نظاره می‌کن

اندر طلب جهان و مطلب

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۹یا وصال یار باید یا حریفان را شراب
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۰کو همه لطف که در روی تو دیدم همه شب
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۱هله صدر و بدر عالم منشین مخسب امشب
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۲در هوایت بی‌قرارم روز و شب
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۳مجلسی خوش کن از آن دو پاره چوب
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۴هیچ می‌دانی چه می‌گوید رباب؟
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۵آواز داد اختر بس روشن‌ست امشب
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۶رغبت به عاشقان کن ای جان صدر غایب
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.