پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۹

یا وصال یار باید یا حریفان را شراب

چونک دریا دست ندهد پای نِه در جوی آب

آن حریفان چو جان و باقیان جاودان

در لطافت همچو آب و در سخاوت چون سحاب

همرهانِ آبِ حیوان خضریانِ آسمان

زندگی هر عمارت گنج‌های هر خراب

آب یار نور آمد این لطیف و آن ظریف

هر دو غمازند لیکن نی ز کین بل ز احتساب

آب اندر طشت و یا جو چون ز کف جنبان شود

نور بر دیوار هم آغاز گیرد اضطراب

عرق جنسیت برادر جون قیامت می‌کند

خود تو بنگر من خموشم وهو اعلم بالصواب

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۱هله صدر و بدر عالم منشین مخسب امشب
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۲در هوایت بی‌قرارم روز و شب
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۳مجلسی خوش کن از آن دو پاره چوب
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۴هیچ می‌دانی چه می‌گوید رباب؟
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۵آواز داد اختر بس روشن‌ست امشب
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۶رغبت به عاشقان کن ای جان صدر غایب
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۷کار همه محبان همچون زرست امشب
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۸خوابم ببسته‌ای بگشا ای قمر نقاب
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.