پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۰

بی یار مهل ما را بی‌یار مخسب امشب

زنهار مخور با ما زنهار مخسب امشب

امشب ز خود افزونیم در عشق دگرگونیم

این بار ببین چونیم این بار مخسب امشب

ای طوق هوای تو اندر همه گردن‌ها

ما را همه شب تنها مگذار مخسب امشب

صیدیم به شست غم شوریده و مست غم

ما را تو به دست غم مسپار مخسب امشب

ای سرو گلستان را وی ماه شبستان را

این ماه پرستان را مازار مخسب امشب

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۲زان شاهد شکرلب زان ساقی خوش‌مذهب
  2. غزل شمارهٔ ۲۹۳مهمان توام ای جان زنهار مخسب امشب
  3. غزل شمارهٔ ۲۹۴بریده شد از این جوی جهان آب
  4. غزل شمارهٔ ۲۹۵الا ای روی تو صد ماه و مهتاب
  5. غزل شمارهٔ ۲۹۶مخسب ای یار مهمان دار امشب
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۷ای در غم تو به سوز و یارب
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۸آه از این زشتان که مه‌رو می‌نمایند از نقاب
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۹یا وصال یار باید یا حریفان را شراب
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.