پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۲

زان شاهد شکرلب زان ساقی خوش‌مذهب

جان مست شد و قالب ای دوست مخسب امشب

زان نورِ همه عالم هر شیوه همی‌نالم

تا بشنود احوالم ای دوست مخسب امشب

گاهی به پریشانی گاهی به پشیمانی

زین عیش همی‌مانی ای دوست مخسب امشب

یک روز تو گر خواری یک روز تو مرداری

از ما چه خبر داری؟ ای دوست مخسب امشب

بیرون شو از این هر دو بیگانه شو ای مردو

قم قد ضحک الورد ای دوست مخسب امشب

از هجر تو پرهیزم در عشق تو برخیزم

شمس الحق تبریزم ای دوست مخسب امشب

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۴بریده شد از این جوی جهان آب
  2. غزل شمارهٔ ۲۹۵الا ای روی تو صد ماه و مهتاب
  3. غزل شمارهٔ ۲۹۶مخسب ای یار مهمان دار امشب
  4. غزل شمارهٔ ۲۹۷ای در غم تو به سوز و یارب
  5. غزل شمارهٔ ۲۹۸آه از این زشتان که مه‌رو می‌نمایند از نقاب
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۹یا وصال یار باید یا حریفان را شراب
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۰کو همه لطف که در روی تو دیدم همه شب
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۱هله صدر و بدر عالم منشین مخسب امشب
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.