پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۸

یا کالمینا یا حاکمینا

یا مالکینا لا تَظلَمونا

یا ذَاالفَضائِل زهر الشَمائِل

سِیفُ الدَلائِل لا تظلمونا

یا نعم ساقی حلو التلاقی

مر الفراقٖ لا تظلمونا

فی القلب بارق مثل الطوارق

بین المشارق لا تظلمونا

نادی المنادی فی کل وادی

لا بالعنادٖ لا تظلمونا

افدیک روحی عِندَ الصَبوحٖ

یا ذَا الفتوحٖ لا تظلمونا

هذا فؤادی فی العشق بادی

فی الحب عادی لا تظلمونا

إسمَع کَلامی نومی حرامی

عند الکرامٖ لا تظلمونا

عشقی حصانی نحو المعانی

هذا کفانی لا تظلمونا

العشق حالٖ ملکٌ و مالٖ

نومی محال لا تظلمونا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۰بی یار مهل ما را بی‌یار مخسب امشب
  2. غزل شمارهٔ ۲۹۱ای خواب! به جان تو! زحمت بِبَری امشب
  3. غزل شمارهٔ ۲۹۲زان شاهد شکرلب زان ساقی خوش‌مذهب
  4. غزل شمارهٔ ۲۹۳مهمان توام ای جان زنهار مخسب امشب
  5. غزل شمارهٔ ۲۹۴بریده شد از این جوی جهان آب
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۵الا ای روی تو صد ماه و مهتاب
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۶مخسب ای یار مهمان دار امشب
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۷ای در غم تو به سوز و یارب
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.