پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۰۲

آخر ای دلبر تو ما را می‌نجویی اندکی

آخر ای ساقی ز غم ما را نشویی اندکی

آخر ای مطرب نگویی قصه دلدار ما

گر نگویی بیشتر آخر بگویی اندکی

گر بدی گفتند از من من نگفتم بد تو را

این قدر گفتم که یارا تنگ خویی اندکی

در جمال و حسن و خوبی در جهانت یار نیست

شکرستانی ولیکن ترش رویی اندکی

این غزل را بین که خون آلود از خون دل است

بوی خون دل بیابی گر ببویی اندکی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۰۴چون تو آن روبند را از روی چون مه برکنی
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۰۵ای خوشا عیشی که باشد ای خوشا نظاره‌ای
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۰۶آه کان سایه خدا گوهردلی پرمایه‌ای
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۰۷گشت جان از صدر شمس الدین یکی سوداییی
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۰۸گرچه در مستی خسی را تو مراعاتی کنی
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۰۹ساخت بغراقان به رسم عید بغراقانیی
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۱۰ای بداده دیده‌های خلق را حیرانیی
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۱۱از هوای شمس دین بنگر تو این دیوانگی
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.