پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۰۱

عاشقان را آتشی وآنگه چه پنهان آتشی

وز برای امتحان بر نقد مردان آتشی

داغ سلطان می‌نهند اندر دل مردان عشق

تخت سلطان در میان و گرد سلطان آتشی

آفتابش تافته در روزن هر عاشقی

ما پریشان ذره وار اندر پریشان آتشی

الصلا ای عاشقان کاین عشق خوانی گسترید

بهر آتشخوارگانش بر سر خوان آتشی

عکس این آتش بزد بر آینه گردون و شد

هر طرف از اختران بر چرخ گردان آتشی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۰۳ساقیا شد عقل‌ها هم خانه دیوانگی
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۰۴چون تو آن روبند را از روی چون مه برکنی
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۰۵ای خوشا عیشی که باشد ای خوشا نظاره‌ای
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۰۶آه کان سایه خدا گوهردلی پرمایه‌ای
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۰۷گشت جان از صدر شمس الدین یکی سوداییی
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۰۸گرچه در مستی خسی را تو مراعاتی کنی
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۰۹ساخت بغراقان به رسم عید بغراقانیی
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۱۰ای بداده دیده‌های خلق را حیرانیی
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.