پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۰۶

آه کان سایه خدا گوهردلی پرمایه‌ای

آفتاب او نهشت اندر دو عالم سایه‌ای

آفتاب و چرخ را چون ذره‌ها برهم زند

وز جمال خود دهدشان نو به نو سرمایه‌ای

عشق و عاشق را چه خوش خندان کنی رقصان کنی

عشق سازی عقل سوزی طرفه‌ای خودرایه‌ای

چشم مرده وام کرده جان ز بهر عشق او

ز آنک در دیده بدیده جان از آن سر پایه‌ای

قهر صد دندان ز لطفش پیر بی‌دندان شده

عقل پابرجا ز عشقش یاوه و هرجایه‌ای

صد هزاران ساله از هست و عدم زان سوتری

وز تواضع مر عدم را هست خوش همسایه‌ای

کوه حلمی شمس تبریزی دو عالم تخت تو

بر نهان و آشکارش می‌نگر از قایه‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۰۸گرچه در مستی خسی را تو مراعاتی کنی
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۰۹ساخت بغراقان به رسم عید بغراقانیی
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۱۰ای بداده دیده‌های خلق را حیرانیی
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۱۱از هوای شمس دین بنگر تو این دیوانگی
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۱۲ای دهان آلوده جانی از کجا می خورده‌ای
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۱۳اقتلونی یا ثقاتی ان فی قتلی حیاتی
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۱۴خنک آن دم که به رحمت سر عشاق بخاری
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۱۵بمشو همره مرغان که چنین بی‌پر و بالی
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.