پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۰۸

گرچه در مستی خسی را تو مراعاتی کنی

و آنک نفی محض باشد گرچه اثباتی کنی

آنک او رد دل است از بددرونی‌های خویش

گر نفاقی پیشش آری یا که طاماتی کنی

ور تو خود را از بد او کور و کر سازی دمی

مدح سر زشت او یا ترک زلاتی کنی

آن تکلف چند باشد آخر آن زشتی او

بر سر آید تا تو بگریزی و هیهاتی کنی

او به صحبت‌ها نشاید دور دارش ای حکیم

جز که در رنجش قضاگو دفع حاجاتی کنی

مر مناجات تو را با او نباشد همدم او

جز برای حاجتش با حق مناجاتی کنی

آن مراعات تو او را در غلط‌ها افکند

پس ملازم گردد او وز غصه ویلاتی کنی

آن طرب بگذشت او در پیش چون قولنج ماند

تا گریزی از وثاق و یا که حیلاتی کنی

آن کسی را باش کو در گاه رنج و خرمی

هست همچون جنت و چون حور کش هاتی کنی

از هواخواهان آن مخدوم شمس الدین بود

شاید او را گر پرستی یا که چون لاتی کنی

ور نه بگریز از دگر کس تا به تبریز صفا

تا شوی مست از جمال و ذوق و حالاتی کنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۱۰ای بداده دیده‌های خلق را حیرانیی
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۱۱از هوای شمس دین بنگر تو این دیوانگی
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۱۲ای دهان آلوده جانی از کجا می خورده‌ای
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۱۳اقتلونی یا ثقاتی ان فی قتلی حیاتی
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۱۴خنک آن دم که به رحمت سر عشاق بخاری
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۱۵بمشو همره مرغان که چنین بی‌پر و بالی
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۱۶که شکیبد ز تو ای جان که جگرگوشه جانی
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۱۷مکن ای دوست نشاید که بخوانند و نیایی
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.