پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۲۴

روز ار دو هزار بار می‌آیی

هر بار چو جان به کار می‌آیی

از بهر حیات و زنده کردن تو

در عالم چون بهار می‌آیی

عشاق همه شدند حلوایی

چون شکر قندوار می‌آیی

می درده و اختیار ما بستان

کز مجلس اختیار می‌آیی

از خلق جهان کناره می‌گیرد

آن را که تو در کنار می‌آیی

خاموش به حضرت تو اولیتر

کز حضرت کردگار می‌آیی

دیدیم تو را ز دست ما رفتیم

کز عالم پایدار می‌آیی

ای مرغ ز طاق عرش می‌پری

وی شیر ز مرغزار می‌آیی

ای بحر محیط سخت می‌جوشی

وی موج چه بی‌قرار می‌آیی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۲۶ای دیده ز نم زبون نگشتی
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۲۷گر وسوسه ره دهی به گوشی
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۲۸باغ است و بهار و سرو عالی
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۲۹با این همه مهر و مهربانی
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۳۰آورد خبر شکرستانی
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۳۱بشنیده بدم که جان جانی
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۳۲ای ساقی باده معانی
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۳۳ای وصل تو آب زندگانی
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.