پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۲۱

نه آتش‌های ما را ترجمانی

نه اسرار دل ما را زبانی

نه محرم درد ما را هیچ آهی

نه همدم آه ما را هیچ جانی

نه آن گوهر که از دریا برآمد

نه آن دریا که آرامد زمانی

نه آن معنی که زاید هیچ حرفی

نه آن حرفی که آید در بیانی

معانی را زبان چون ناودان است

کجا دریا رود در ناودانی

جهان جان که هر جزوش جهان است

نگنجد در دهان هرگز جهانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۲۳دیدی که چه کرد یار ما‌؟ دیدی‌؟
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۲۴روز ار دو هزار بار می‌آیی
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۲۵مندیش از آن بت مسیحایی
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۲۶ای دیده ز نم زبون نگشتی
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۲۷گر وسوسه ره دهی به گوشی
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۲۸باغ است و بهار و سرو عالی
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۲۹با این همه مهر و مهربانی
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۳۰آورد خبر شکرستانی
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.