پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۱۶

من نیت آن کردم تا باشم سودایی

نیت ز کجا گنجد اندر دل شیدایی

مجنونی من گشته سرمایه صد عاقل

وین تلخی من گشته دریای شکرخایی

زیر شجر طوبی دیدم صنمی خوبی

بس فتنه و آشوبی افکنده ز زیبایی

از من دو جهان شیدا وز من همه سر پیدا

فارغ ز شب و فردا چون باشم فردایی

می‌گفت کرایم من وقتی که برآیم من

جان که فزایم من؟ گفتم دلم افزایی

دریای معانی بین بی‌قیمت و بی‌کابین

تبریز ز شمس الدین بی‌صورت دریایی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۱۸جانا نظری فرما چون جان نظرهایی
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۱۹گل گفت مرا نرمی از خار چه می‌جویی
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۲۰ای دل به ادب بنشین برخیز ز بدخویی
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۲۱از هر چه ترنجیدی با دل تو بگو حالی
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۲۲ای خواجه، تو چه مرغی؟ نامت چه؟ چرا شایی؟
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۲۳ما گوش شماییم شما تن زده تا کی
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۲۴برخیز که جان است و جهان است و جوانی
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۲۵گر علم خرابات تو را همنفسستی
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.