پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۲۳

ما گوش شماییم شما تن زده تا کی

ما مست و خراباتی و بیخود شده تا کی

ما سوخته حالان و شما سیر و ملولان

آخر بنگویید که این قاعده تا کی

دل زیر و زبر گشت مها چند زنی طشت

مجلس همه شوریده بتا عربده تا کی

دی عقل درافتاد و به کف کرده عصایی

در حلقه رندان شده کاین مفسده تا کی

چون ساقی ما ریخت بر او جام شرابی

بشکست در صومعه کاین معبده تا کی

تسبیح بینداخت و ز سالوس بپرداخت

کاین نوبت شادی است غم بیهده تا کی

آن‌ها که خموشند به مستی مزه نوشند

ای در سخن بی‌مزه گرم آمده تا کی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۲۵گر علم خرابات تو را همنفسستی
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۲۶ای دل تو در این غارت و تاراج چه دیدی
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۲۷عاشق شو و عاشق شو بگذار زحیری
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۲۸هر روز بگه ای شه دلدار درآیی
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۲۹ای ماه اگر باز بر این شکل بتابی
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۳۰یا ساقی شرف بشراباتک زندی
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۳۱تو دوش رهیدی و شب دوش رهیدی
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۳۲ای جان گذرکرده از این گنبد ناری
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.