پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۲۲

ای خواجه، تو چه مرغی؟ نامت چه؟ چرا شایی؟

نی پرّی و نی چرّی ای مرغک حلوایی

مانند شترمرغی گویند «بپر» گویی

«من اشترم و اشتر کی پرّد ای طایی؟»

چون نوبت بار آید گویی که: «نه من مرغم؟

کی بار کشد مرغی تکلیف چه فرمایی؟!»

نی بلبل خوش لحنی نی طوطی خوش رنگی

نی فاختهٔ طوقی نی در چمن مایی

حق است سلیمان را در گردن هر مرغی

مرغان همه پرّیدند آنجا، تو چه می‌پایی؟!

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۲۴برخیز که جان است و جهان است و جوانی
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۲۵گر علم خرابات تو را همنفسستی
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۲۶ای دل تو در این غارت و تاراج چه دیدی
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۲۷عاشق شو و عاشق شو بگذار زحیری
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۲۸هر روز بگه ای شه دلدار درآیی
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۲۹ای ماه اگر باز بر این شکل بتابی
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۳۰یا ساقی شرف بشراباتک زندی
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۳۱تو دوش رهیدی و شب دوش رهیدی
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.