پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۱۹

گل گفت مرا نرمی از خار چه می‌جویی

گفتم که در این سودا هشیار چه می‌جویی

گفتا که در این سودا دلدار تو کو بنما

گفتم نشدی بی‌دل دلدار چه می‌جویی

گفتا هله مستانه بنما ره خمخانه

گفتم که برو طفلی خمار چه می‌جویی

گفتا ز چه بی‌هوشی بنمای چه می‌نوشی

گفتم برو ای مسکین هشدار چه می‌جویی

گفتا که چه گلزار است کز وی نرسد بویی

گفتم اگرت بو نیست گلزار چه می‌جویی

گفتا که وفاجویان خوابی است که می‌بینند

گفتم که خیال خواب بیدار چه می‌جویی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۲۱از هر چه ترنجیدی با دل تو بگو حالی
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۲۲ای خواجه، تو چه مرغی؟ نامت چه؟ چرا شایی؟
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۲۳ما گوش شماییم شما تن زده تا کی
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۲۴برخیز که جان است و جهان است و جوانی
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۲۵گر علم خرابات تو را همنفسستی
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۲۶ای دل تو در این غارت و تاراج چه دیدی
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۲۷عاشق شو و عاشق شو بگذار زحیری
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۲۸هر روز بگه ای شه دلدار درآیی
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.