پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۱۲

در کوی که می‌گردی ای خواجه چه می‌خواهی

پابسته شدی چون من زان دلبر خرگاهی

گر بسته شدی از وی رسته ز همه بندی

نی خدمت کس خواهی نی خسروی و شاهی

شد خدمت تو دستان چون خدمت سرمستان

در آب سجود آری بی‌مساله چون ماهی

چون مست و خراب آمد سجده گهش آب آمد

فارغ ز ثواب آمد فرد از ره و بیراهی

کو ره چو در این آبی کو سجده چو محرابی

نی ظالم و نی تایب نی ذاکر و نی ساهی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۱۴ما می‌نرویم ای جان زین خانه دگر جایی
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۱۵هم پهلوی خم سر نه، ‌ای خواجهٔ هرجایی
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۱۶من نیت آن کردم تا باشم سودایی
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۱۷عیسی چو توی جانا ای دولت ترسایی
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۱۸جانا نظری فرما چون جان نظرهایی
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۱۹گل گفت مرا نرمی از خار چه می‌جویی
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۲۰ای دل به ادب بنشین برخیز ز بدخویی
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۲۱از هر چه ترنجیدی با دل تو بگو حالی
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.