پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۸۸

ای یار غلط کردی با یار دگر رفتی

از کار خود افتادی در کار دگر رفتی

صد بار ببخشودم بر تو به تو بنمودم

ای خویش پسندیده هین بار دگر رفتی

صد بار فسون کردم خار از تو برون کردم

گلزار ندانستی در خار دگر رفتی

گفتم که توی ماهی با مار چه همراهی

ای حال غلط کرده با مار دگر رفتی

مانند مکوک کژ اندر کف جولاهه

صد تار بریدی تو در تار دگر رفتی

گفتی که تو را یارا در غار نمی‌بینم

آن یار در آن غار است تو غار دگر رفتی

چون کم نشود سنگت چون بد نشود رنگت

بازار مرا دیده بازار دگر رفتی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۹۰ای پرده‌ی در پرده بنگر که چه‌ها کردی
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۹۱ای پرده در پرده بنگر که چه‌ها کردی
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۹۲ای صورت روحانی امروز چه آوردی
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۹۳گر شمس و قمر خواهی نک شمس و قمر باری
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۹۴از مرگ چه اندیشی چون جان بقا داری
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۹۵امشب پریان را من تا روز به دلداری
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۹۶نظاره چه می‌آیی در حلقه بیداری
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۹۷گر روی بگردانی تو پشت قوی داری
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.