پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۱۰

ای غایب از این محضر از مات سلام الله

وی از همه حاضرتر از مات سلام الله

ای نور پسندیده وی سرمه هر دیده

احسنت زهی منظر از مات سلام الله

ای صورت روحانی وی رحمت ربانی

بر مؤمن و بر کافر از مات سلام الله

چون ماه تمام آیی و آن گاه ز بام آیی

ای ماه تو را چاکر از مات سلام الله

ای غایب بس حاضر بر حال همه ناظر

وی بحر پر از گوهر از مات سلام الله

ای شاهد بی‌نقصان وی روح ز تو رقصان

وی مستی تو در سر از مات سلام الله

ای جوشش می از تو وی شکر نی از تو

وز هر دو توی خوشتر از مات سلام الله

شمس الحق تبریزی در لخلخه آمیزی

هم مشکی و هم عنبر از مات سلام الله

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۱۲دیدم رخ ترسا را با ما چو گل اشکفته
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۱۳ای جان تو جانم را از خویش خبر کرده
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۱۴ای روی تو رویم را چون روی قمر کرده
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۱۵دل دست به یک کاسه با شهره صنم کرده
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۱۶امروز بت خندان می‌بخش کند خنده
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۱۷ای خاک کف پایت رشک فلکی بوده
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۱۸مستی ده و هستی ده ای غمزه خماره
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۱۹آن یار غریب من آمد به سوی خانه
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.