پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۸۹

دایم پیش خود نهی آینه را هرآینه

ز آنک نظیر نیستت جز که درون آینه

در تو کجا رسم تو را همچو خیال روی تو

در دل و جان و در نظر منظره هست و جای نه

هم تو منزهی ز جا هم همه جای حاضری

آیت بی چگونگی در تو و در معاینه

از سوی تو موحدی از سوی من مشبهی

جانب تو مواصله جانب من مباینه

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۹۱بر آنم کز دل و دیده شوم بیزار یک باره
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۹۲به لاله دوش نسرین گفت برخیزیم مستانه
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۹۳یکی ماهی همی‌بینم برون از دیده در دیده
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۹۴ز بردابرد عشق او چو بشنید این دل پاره
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۹۵سراندازان همی‌آیی نگارین جگرخواره
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۹۶مرا گویی که چونی تو لطیف و لمتر و تازه
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۹۷چو در دل پای بنهادی بشد از دست اندیشه
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۹۸زهی بزم خداوندی زهی می‌های شاهانه
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.