پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۸۸

شحنه عشق می‌کشد از دو جهان مصادره

دیده و دل گرو کنم بهر چنان مصادره

از سبب مصادره شحنه عشق رهزند

پس بر عاشقان شود راحت جان مصادره

داد جگر مصادره از خود لعل پاره‌ها

جانب دیده پاره‌ای رفت از آن مصادره

عشق شهی است چون قمر کیسه گشا و سیم بر

سیم بده به سیم بر نیست زیان مصادره

هر چه برد مصادره از تن عاشقان گرو

بازرسد به کوی دل نورفشان مصادره

فصل بهار را ببین جمله به باغ وادهد

آنچ ز باغ برده بد ظلم خزان مصادره

بخشش آفتاب بین بازدهد قماش مه

هر چه ز ماه می‌ستد دور زمان مصادره

دیده و عقل و هوش را شب به مصادره برد

صبحدمی ندا کند بازستان مصادره

نور سحر بریخته زنگیکان گریخته

گرچه شب آفتاب را کرد نهان مصادره

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۹۰کجا شد عهد و پیمانی که کردی دوش با بنده
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۹۱بر آنم کز دل و دیده شوم بیزار یک باره
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۹۲به لاله دوش نسرین گفت برخیزیم مستانه
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۹۳یکی ماهی همی‌بینم برون از دیده در دیده
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۹۴ز بردابرد عشق او چو بشنید این دل پاره
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۹۵سراندازان همی‌آیی نگارین جگرخواره
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۹۶مرا گویی که چونی تو لطیف و لمتر و تازه
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۹۷چو در دل پای بنهادی بشد از دست اندیشه
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.