پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۹۶

نشاید از تو چندین جور کردن

نشاید خون مظلومان به گردن

مرا بهر تو باید زندگانی

وگر نی سهل دارم جان سپردن

از آن روزی که نام تو شنیدم

شدم عاجز من از شب‌ها شمردن

روا باشد که از چون تو کریمی

نصیب من بود افسوس خوردن

خداوندا از آن خوشتر چه باشد

بدیدن روی تو پیش تو مردن

مثال شمع شد خونم در آتش

ز دل جوشیدن و بر رخ فسردن

در این زندان مرا کند است دندان

از این صبر و از این دندان فشردن

از این خانه شدم من سیر وقت است

به بام آسمان‌ها رخت بردن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۹۸ندا آمد به جان از چرخ پروین
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۹۹دل خون خواره را یک باره بستان
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۰۰بیا ای مونس جان‌های مستان
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۰۱ز زخم دف کفم بدرید ای جان
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۰۲چرا منکر شدی ای میر کوران
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۰۳شنیدی تو که خط آمد ز خاقان
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۰۴کجا خواهی ز چنگ ما پریدن
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۰۵اگر تو عاشقی غم را رها کن
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.