پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۰۳

شنیدی تو که خط آمد ز خاقان

که از پرده برون آیند خوبان

چنین فرموده است خاقان که امسال

شکر خواهم که باشد سخت ارزان

زهی سال و زهی روز مبارک

زهی خاقان زهی اقبال خندان

درون خانه بنشستن حرام است

که سلطان می خرامد سوی میدان

بیا با ما به میدان تا ببینی

یکی بزم خوش پیدای پنهان

نهاده خوان و نعمت‌های بسیار

ز حلواها و از مرغان بریان

غلامان چو مه در پیش ساقی

نوای مطربان خوشتر از جان

ولیک از عشق شه جان‌های مستان

فراغت دارد از ساقی و از خوان

تو گویی این کجا باشد همان جا

که اندیشه کجا گشته‌ست جویان

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۰۵اگر تو عاشقی غم را رها کن
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۰۶تو نقد قلب را از زر برون کن
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۰۷گر این جا حاضری سر همچنین کن
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۰۸نتانی آمدن این راه با من
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۰۹دل معشوق سوزیده است بر من
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۱۰تو هر جزو جهان را بر گذر بین
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۱۱تو را پندی دهم ای طالب دین
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۱۲بیا ساقی می ما را بگردان
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.