پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۰۸

نتانی آمدن این راه با من

کجا دارد هریسه پای روغن

ولی همراهی و با تو بسازم

که چشم من به روی توست روشن

چو از راهت ببردم شرط نبود

میان راه ترک دوست کردن

بغل‌هایت بگیرم همچو پیران

چو طفلانت نهم گاهی به گردن

چو آدم توبه کن از خوشه چینی

چو کشتی بذر آن توست خرمن

دهان بربند گوش فهم بسته‌ست

مگو چیزی که می ناید به گفتن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۱۰تو هر جزو جهان را بر گذر بین
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۱۱تو را پندی دهم ای طالب دین
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۱۲بیا ساقی می ما را بگردان
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۱۳به باغ آییم فردا جمله یاران
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۱۴اگر خواهی مرا می در هوا کن
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۱۵برو ای دل به سوی دلبر من
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۱۶برآ بر بام و اکنون ماه نو بین
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۱۷چو بربندند ناگاهت زنخدان
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.