پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۱۱

تو را پندی دهم ای طالب دین

یکی پندی دلاویزی خوش آیین

مشین غافل به پهلوی حریصان

که جان گرگین شود از جان گرگین

ز خارش‌های دل ار پاک گردی

ز دل یابی حلاوت‌های والتین

بجوشند از درون دل عروسان

چو مرد حق شوی ای مرد عنین

ز چشمه چشم پریان سر برآرند

چو ماه و زهره و خورشید و پروین

بنوش این را که تلقین‌های عشق است

که سودت کم کند در گور تلقین

به احسان زر به خوبان آن چنان ده

که نفریبند زشتانت به تحسین

نمی‌خواهند خوبان جز ممیز

بمفریبان تو ایشان را به کابین

ز تو آن گلرخان را ننگ آید

چو بفروشی تو سرگی را به سرگین

ز سنگ آسیا زیرین حمول است

نه قیمت بیش دارد سنگ زیرین

میان سنگ‌ها آن بیش ارزد

که افزون خورده باشد زخم میتین

ز اشکست تجلی فضل دارد

میان کوه‌ها آن طور سینین

خمش کن صبر کن تمکین تو کو

که را ماند ز دست عشق تمکین

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۱۳به باغ آییم فردا جمله یاران
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۱۴اگر خواهی مرا می در هوا کن
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۱۵برو ای دل به سوی دلبر من
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۱۶برآ بر بام و اکنون ماه نو بین
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۱۷چو بربندند ناگاهت زنخدان
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۱۸فرود آ تو ز مرکب بار می‌بین
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۱۹عشق است بر آسمان پریدن
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۲۰دیر آمده‌ای مرو شتابان
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.