پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۲۰

دیر آمده‌ای مرو شتابان

ای رفتن تو چو رفتن جان

دیر آمدن و شتاب رفتن

آیین گل است در گلستان

گفتی چونی چنانک ماهی

افتاده میان ریگ سوزان

چون باشد شهر شهریارا

بی دولت داد و عدل سلطان

من بی‌تو نیم ولیک خواهم

آن باتویی که هست پنهان

شب پرتو آفتاب هم هست

خاصه به تموز گرم و تفسان

قانع نشود به گرمی او

جز خفاشی ز بیم مرغان

گرمی خواهند و روشنی هم

مرغان که معودند با آن

ما وصف دو جنس مرغ گفتیم

بنگر ز کدامی ای غزل خوان

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۲۲ما شادتریم یا تو ای جان
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۲۳ای روی مه تو شاد خندان
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۲۴ای روی تو نوبهار خندان
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۲۵بازآمد آستین فشانان
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۲۶مال است و زر است مکسب تن
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۲۷وقت آمد توبه را شکستن
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۲۸ای دوست عتاب را رها کن
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۲۹ای عربده کرده دوش با من
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.