پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۲۷

وقت آمد توبه را شکستن

وز دام هزار توبه جستن

دست دل و جان‌ها گشادن

دست غم را ز پس ببستن

معشوقه روح را بدیدن

لعل لب او به بوسه خستن

در آب حیات غسل کردن

در وی تن خویش را بشستن

برخاست قیامت وصالش

تا کی به امید درنشستن

گر بسکلد آن نگار بنگر

صد پیوست است در آن سکستن

مخدومی شمس دین تبریز

ای جان تو رمیده‌ای ز بستن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۲۹ای عربده کرده دوش با من
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۳۰امروز تو خوشتری و یا من
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۳۱عقل از کف عشق خورد افیون
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۳۲ای دشمن عقل و جان شیرین
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۳۳برخیز و صبوح را برنجان
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۳۴از ما مرو ای چراغ روشن
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۳۵دلبر بیگانه صورت مهر دارد در نهان
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۳۶عاشقان نالان چو نای و عشق همچون نای زن
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.