پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۲۶

مال است و زر است مکسب تن

کسب دل دوستی فزودن

بستان بی‌دوست هست زندان

زندان با دوست هست گلشن

گر لذت دوستی نبودی

نی مرد شدی پدید نی زن

خاری که به باغ دوست روید

خوشتر ز هزار سرو و سوسن

بر هم دوزید عشق ما را

بی منت ریسمان و سوزن

گر خانه عالم است تاریک

بگشاید عشق شصت روزن

ور می ترسی ز تیر و شمشیر

جوشن گر عشق ساخت جوشن

هم عشق کمال خود بگوید

دم درکش و باش مرد الکن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۲۸ای دوست عتاب را رها کن
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۲۹ای عربده کرده دوش با من
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۳۰امروز تو خوشتری و یا من
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۳۱عقل از کف عشق خورد افیون
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۳۲ای دشمن عقل و جان شیرین
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۳۳برخیز و صبوح را برنجان
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۳۴از ما مرو ای چراغ روشن
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۳۵دلبر بیگانه صورت مهر دارد در نهان
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.