پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۲۱

ای ساقی و دستگیر مستان

دل را ز وفای مست مستان

ای ساقی تشنگان مخمور

بس تشنه شدند می پرستان

از دست به دست می روان کن

بر دست مگیر مکر و دستان

سررشته نیستی به ما ده

در حسرت نیستند هستان

چون قیصر ما به قیصریه‌ست

ما را منشان به آبلستان

هر جا که می است بزم آن جاست

هر جا که وی است نک گلستان

یک جام برآر همچو خورشید

عالی کن از آن نهال پستان

دیدار حق است مؤمنان را

خوارزم نبیند و دهستان

منکر ز برای چشم زخم است

همچو سر خر میان بستان

گر در دل او نمی‌نشیند

خوش در دل ما نشسته است آن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۲۳ای روی مه تو شاد خندان
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۲۴ای روی تو نوبهار خندان
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۲۵بازآمد آستین فشانان
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۲۶مال است و زر است مکسب تن
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۲۷وقت آمد توبه را شکستن
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۲۸ای دوست عتاب را رها کن
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۲۹ای عربده کرده دوش با من
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۳۰امروز تو خوشتری و یا من
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.