پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۱۸

فرود آ تو ز مرکب بار می‌بین

وجودت را تو پود و تار می‌بین

هر آن گلزار کاندر هجر مانده‌ست

سراسر جان او پرخار می‌بین

چو جمله راه‌های وصل را بست

رخان عاشقان را زار می‌بین

چو سررشته اشارت‌هاش دیدی

بر آن رشته برو گلزار می‌بین

ز جان‌ها جوق جوق از آتش او

فغان لابه‌کنان مکثار می‌بین

بزن تو چنگ در قانون شرطش

سماع دلکش اوتار می‌بین

به پیش ماجرای صدق آن شه

سرافکنده همه اخیار می‌بین

میان کودکان مکتب او

چه کوه و بحر از احبار می‌بین

چو بی‌میلی کند آن خدمت مه

چو مه سرگشته و دوار می‌بین

چو روی از منبرش برتافت جانی

درآویزان ورا بر دار می‌بین

اگر چه کار و باری بینی او را

ولی نسبت به شه بی‌کار می‌بین

خیالش دید جانم گفت آخر

به هجرت می‌خورم من نار می‌بین

بگفتا که عنایت بر فزون است

ولیکن دیدن ناچار می‌بین

اگر تو عاقلی گندم چو دیدی

ز سنبل‌ها نه از انبار می‌بین

دلت انبار و لطفم اصل سنبل

اشارت بشنو و بسیار می‌بین

خداوند شمس دین را گر ببینی

به غیب اندر رو و ازهار می‌بین

شود دیده گذاره سوی بی‌سو

در او انوار در انوار می‌بین

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۲۰دیر آمده‌ای مرو شتابان
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۲۱ای ساقی و دستگیر مستان
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۲۲ما شادتریم یا تو ای جان
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۲۳ای روی مه تو شاد خندان
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۲۴ای روی تو نوبهار خندان
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۲۵بازآمد آستین فشانان
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۲۶مال است و زر است مکسب تن
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۲۷وقت آمد توبه را شکستن
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.