پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۰۲

چرا منکر شدی ای میر کوران

نمی‌گویم که مجنون را مشوران

تو می گویی که بنما غیبیان را

ستیران را چه نسبت با ستوران

در این دریا چه کشتی و چه تخته

در این بخشش چه نزدیکان چه دوران

عدم دریاست وین عالم یکی کف

سلیمانی است وین خلقان چو موران

ز جوش بحر آید کف به هستی

دو پاره کف بود ایران و توران

در آن جوشش بگو کوشش چه باشد

چه می لافند از صبر این صبوران

از این بحرند زشتان گشته نغزان

از این موجند شیرین گشته شوران

نپردازی به من ای شمس تبریز

که در عشقت همی‌سوزند حوران

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۰۴کجا خواهی ز چنگ ما پریدن
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۰۵اگر تو عاشقی غم را رها کن
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۰۶تو نقد قلب را از زر برون کن
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۰۷گر این جا حاضری سر همچنین کن
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۰۸نتانی آمدن این راه با من
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۰۹دل معشوق سوزیده است بر من
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۱۰تو هر جزو جهان را بر گذر بین
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۱۱تو را پندی دهم ای طالب دین
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.