پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۹۲

هر شب که بود قاعده سفره نهادن

ما را ز خیال تو بود روزه گشادن

ای لطف تو را قاعده بر روزه گشایان

مانند مسیحا ز فلک مایده دادن

چون قوت دل از مطبخ سودای تو باشد

باید به میان رفتن و در لوت فتادن

ما را هم از آن آتش دل آب حیات است

بر آتش دل شاد بسوزیم چو لادن

کار حیوان است نه کار دل و جان است

در خاک بپوسیدن و از خاک بزادن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۹۴گر زانک ملولی ز من ای فتنه حوران
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۹۵بفریفتیم دوش و پرندوش به دستان
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۹۶نشاید از تو چندین جور کردن
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۹۷در این دم همدمی آمد خمش کن
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۹۸ندا آمد به جان از چرخ پروین
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۹۹دل خون خواره را یک باره بستان
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۰۰بیا ای مونس جان‌های مستان
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۰۱ز زخم دف کفم بدرید ای جان
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.