پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۶۷

ای جانَک من چونی؟ یک بوسه به چند ای جان؟

یک تَنگ شکر خواهم زان شِکَّرِ قند، ای جان

ای جانکِ خندانم، من خوی تو می‌دانم

تو خوی شکر داری بِاللَّه که بخند ای جان

من مَرد خریدارم، من میل شکر دارم

ای خواجهٔ عَطّارم، دکّان بِمَبَند؛ ای جان

بر نام و نشان او، رفتم به دکان او

گفتم که سلامٌ علیک، ای سرو بلند ای جان

هر چند که عَیّاری؛ پر حیله و طَرّاری

این محنت و بیماری، بر من مپسند ای جان

از بهرِ دل ما را، در رقص درآ یارا

وز ناز چنین می‌کن؛ آن زلفِ کمند ای جان

ای پیشروِ خوبان، ای شاخِ گل خندان

بنمای که دلبندان، چون بوسه دهند ای جان

من بنده بر این مَفْرَش، می‌سوزم من خوش خوش

می‌رقصم در آتش مانند سپند ای جان

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۶۹رو مذهب عاشق را برعکس روش‌ها دان
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۷۰ای نفس چو سگ آخر تا چند زنی دندان
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۷۱دو چیز نخواهد بد در هر دو جهان می دان
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۷۲ای در غم بیهوده رو کم ترکوا برخوان
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۷۳دانی که کجا جویی ما را به گه جستن
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۷۴از آتش روی خود اندر دلم آتش زن
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۷۵ای یار مقامردل پیش آ و دمی کم زن
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۷۶بی جا شو در وحدت در عین فنا جا کن
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.