پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۷۴

از آتش روی خود اندر دلم آتش زن

و آتش ز دلم بستان در چرخ منقش زن

ای جان خوش ساده از اصل ملک زاده

هر جا که روی خوش رو هر دم که زنی خوش زن

ای جسم تو را از جان گر فرق کند جانم

شمشیر به کف داری بر تارک فرقش زن

ای طره پربندت بگشاده گره‌ها را

این یک گره دیگر بر زلف مشوش زن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۷۶بی جا شو در وحدت در عین فنا جا کن
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۷۷ای دل چو نمی‌گردد در شرح زبان من
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۷۸من گوش کشان گشتم از لیلی و از مجنون
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۷۹آرایش باغ آمد این روی چه روی است این
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۸۰در زیر نقاب شب این زنگیکان را بین
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۸۱از چشمه جان ره شد در خانه هر مسکین
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۸۲آن کس که تو را بیند وانگه نظرش بر تن
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۸۳بی او نتوان رفتن بی‌او نتوان گفتن
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.