پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۷۲

ای در غم بیهوده رو کم ترکوا برخوان

وی حرص تو افزوده رو کم ترکوا برخوان

از اسپک و از زینک پربادک و پرکینک

وز غصه بیالوده رو کم ترکوا برخوان

در روده و سرگینی باد هوس و کینی

ای غافل آلوده رو کم ترکوا برخوان

ای شیخ پر از دعوی وی صورت بی‌معنی

نابوده و بنموده رو کم ترکوا برخوان

منگر که شه و میری بنگر که همی‌میری

در زیر یکی توده رو کم ترکوا برخوان

آن نازک و آن مشتک آن ما و من زشتک

پوسیده و فرسوده رو کم ترکوا برخوان

رخ بر رخ زیبایان کم نه بنگر پایان

رخسار تو فرسوده رو کم ترکوا برخوان

گر باغ و سرا داری با مرگ چه پا داری

در گور گل اندوده رو کم ترکوا برخوان

رفتند جهان داران خون خواره و عیاران

بر خلق نبخشوده رو کم ترکوا برخوان

تابوت کسان دیده وز دور بخندیده

وان چشم تو نگشوده رو کم ترکوا برخوان

بس کن ز سخن گویی از گفت چه می جویی

ای بادبپیموده رو کم ترکوا برخوان

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۷۴از آتش روی خود اندر دلم آتش زن
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۷۵ای یار مقامردل پیش آ و دمی کم زن
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۷۶بی جا شو در وحدت در عین فنا جا کن
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۷۷ای دل چو نمی‌گردد در شرح زبان من
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۷۸من گوش کشان گشتم از لیلی و از مجنون
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۷۹آرایش باغ آمد این روی چه روی است این
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۸۰در زیر نقاب شب این زنگیکان را بین
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۸۱از چشمه جان ره شد در خانه هر مسکین
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.