پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۷۱

دو چیز نخواهد بد در هر دو جهان می دان

از عاشق حق توبه وز باد هوا انبان

گر توبه شود دریا یک قطره نیابم من

ور خاک درآیم من آن خاک شود سوزان

در خاک تنم بنگر کز جان هواپیشه

هر ذره در این سودا گشته‌ست چو دل گردان

خاصیت من این است هر جا که روم اینم

چه دوزد پالان گر هر جا که رود پالان

گویند که هر کی هست در گور اسیر آید

در حقه تنگ آن مشک نگذارد مشک افشان

در سینه تاریکت دل را چه بود شادی

زندان نبود سینه میدان بود آن میدان

اندر رحم مادر چون طفل طرب یابد

آن خون به از این باده وان جا به از این بستان

گر شرح کنم این را ترسم که مقلد را

آید به خیال اندر اندیشه سرگردان

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۷۳دانی که کجا جویی ما را به گه جستن
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۷۴از آتش روی خود اندر دلم آتش زن
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۷۵ای یار مقامردل پیش آ و دمی کم زن
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۷۶بی جا شو در وحدت در عین فنا جا کن
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۷۷ای دل چو نمی‌گردد در شرح زبان من
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۷۸من گوش کشان گشتم از لیلی و از مجنون
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۷۹آرایش باغ آمد این روی چه روی است این
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۸۰در زیر نقاب شب این زنگیکان را بین
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.