پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۶۲

چون چنگ شدم جانا آن چنگ تو دروا کن

صد جان به عوض بستان وان شیوه تو با ما کن

عیسی چو توی ما را همکاسه مریم کن

طنبور دل ما را هم ناله سرنا کن

دستی بنه ای چنگی بر نبض چنین پیری

وان خون دل زر را در ساغر صهبا کن

جمعیت رندان را بر شاهد نقدی زن

ور زهد سخن گوید تو وعده به فردا کن

دیوانه و مستی را خواهی که بشورانی

زنجیر خودم بنما وز دور تماشا کن

دیدم ز تو من نقشی بر کالبدی بسته

جان گفت علی الله گو دل گفت علالا کن

زان روز من مسکین بی‌عقل شدم بی‌دین

زان زلف خوش مشکین ما را تو چلیپا کن

زنار ببند ای دل در دیر بکن منزل

زان راهب پرحاصل یک بوسه تقاضا کن

در چهره مخدومی شمس الحق تبریزی

گر رغبت ما بینی این قصه غرا کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۶۴در پرده دل بنگر صد دختر آبستان
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۶۵ای سرو و گل بستان بنگر به تهی دستان
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۶۶ای کار من از تو زر ای سیمبر مستان
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۶۷ای جانَک من چونی؟ یک بوسه به چند ای جان؟
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۶۸دروازه هستی را جز ذوق مدان ای جان
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۶۹رو مذهب عاشق را برعکس روش‌ها دان
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۷۰ای نفس چو سگ آخر تا چند زنی دندان
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۷۱دو چیز نخواهد بد در هر دو جهان می دان
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.