پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۷۳

ما عاشق و بی‌دل و فقیریم

هم کودک و هم جوان و پیریم

چون کبریتیم و هیزم خشک

ما آتش عشق زو پذیریم

از آتش عشق برفروزیم

اما چون برق زو نمیریم

ما خون جگر خوریم چون شیر

چون یوز نه عاشق پنیریم

گویند شما چه دست گیرید

کو دست تو را که دست گیریم

بر خویش پرست همچو خاریم

بر دوست پرست چون حریریم

عاشق که چو شمع می بسوزد

او را چو فتیله ناگزیریم

از ما مگریز زانک با تو

آمیخته همچو شهد و شیریم

تو میر شکار بی‌نظیری

ما نیز شکار بی‌نظیریم

در حسن تو را تنور گرم است

ما را بربند ما خمیریم

ما را به قدوم خویش درباف

زیر قدم تو چون حصیریم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۷۵ما شاخ گلیم نی گیاهیم
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۷۶ما زنده به نور کبریاییم
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۷۷امروز نیم ملول شادم
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۷۸من جز احد صمد نخواهم
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۷۹ما آب دریم ما چه دانیم
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۸۰تا دلبر خویش را نبینیم
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۸۱گر به خوبی می بلافد لا نسلم لا نسلم
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۸۲هرچ گویی از بهانه لا نسلم لا نسلم
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.