پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۵۷

یا رب توبه چرا شکستم

وز لقمه دهان چرا نبستم

گر وسوسه کرد گرد پیچم

در پیچش او چرا نشستم

آخر دیدم به عقل موضع

صد بار و هزار بار رستم

از بندگی خدا ملولم

زیرا که به جان گلوپرستم

خود من جعل الهموم هما

از لفظ رسول خوانده استم

چون بر دل من نشسته دودی

چون زود چو گرد برنجستم

این‌ها که نبشتم از ندامت

آن وقت نبشته بود دستم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۵۹من دوش به تازه عهد کردم
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۶۰تا عشق تو سوخت همچو عودم
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۶۱تا چهره آن یگانه دیدم
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۶۲گر ناز تو را به گفت نارم
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۶۳من اشتر مست شهریارم
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۶۴روزی که گذر کنی به گورم
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۶۵ای دشمن روزه و نمازم
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۶۶تا با تو قرین شده‌ست جانم
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.